خانه / آموزشی / تاریخ / ماجرای ترجمه جعلی منشور کوروش(به دستور اشرف پهلوی)
کوروش

ماجرای ترجمه جعلی منشور کوروش(به دستور اشرف پهلوی)

*********************لینک دانلود کلیپ جعل زده ها*************

ماجرای ترجمه جعلی (به دستور اشرف پهلوی) و ترجمه اصلی منشور کوروش را در اینجا بخوانید: آدم چقدر احمق میتواند باشد که چهار خط منشور کوروش که تمام زندگیش را به آن افتخار میکند (توهم وطن پرستی) را نخوانده باشد آن وقت کوروش را بزرگترین فرد تاریخ و پدر حقوق بشر بداند؟؟؟
باستان پرستان همیشه از منشور حقوق بشر کوروش حرف میزنن اما با هرکدام از آنها که حرف زده ایم هیچکدام منشور را یا نخوانده اند یا قسمت کوچکی از ترجمه جعلی را خوانده اند.
***************************
گزیده آسان خوان از ترجمه اصلی متن منشور کوروش ( توسط دکتر رضا مرادی غیاث آبادی):
منشور کورش هخامنشی:
نبونید مانع مراسم قربانی می‌شد. او مردوک، شاه خدایان را نمی‌پرستید. مردوک همه کشورها را جستجو کرد و آنگاه دست شاه واقعی و محبوب خودش را گرفت و نام کورش پادشاه انشان را برخواند. از او بنام پادشاه جهان یاد کرد. مردوک خواست تا تمام سرزمین‌ها و مردم در برابر پاهای کورش به خاک بیفتند.
مردوک کورش را برانگیخت تا راه بابل را در پیش گیرد. لشکر پر شمار کورش که همچون آب رودخانه شمارش ناپذیر بود، آراسته به انواع جنگ‌افزارها در کنار او ره می‌سپردند. مردوک مقدر کرد تا کورش بدون درگیری (به دلیل تشنگی و تسلیم مردم بابل) به شهر وارد شود. همه مردم بابل، سراسر سرزمین سومر و اَکد و همه اشراف و فرمانداران در برابر کورش به سجده افتادند و پای او را بوسیدند.
منم کورش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه توانمند، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه چهار گوشه جهان.
من با لذت و شادی بر تخت پادشاهان بابل نشستم. آنگاه مردوک خدای بزرگ، قلب بابلیان را متوجه جبروت من کرد. چون من هر روز به خدمت او می‌رفتم (به نزد مجسمه مردوک).
قوای مسلح من فارغ‌بال در بابل حرکت می‌کردند. نگذاشتم کسی در همه سومر و اکد تهدیدی باشد. من شهر بابل و معابد مقدسش را سعادتمند کردم. او بر من، کورش، که ستایشگر او هستم، بر پسر من کمبوجیه و همچنین بر همه سپاهیان من، برکتش را اعطا کرد. ما همگی در برابر او جایگاه والای خدایی‌اش را ستودیم.
همه شاهانی که بر اورنگ پادشاهی نشسته‌اند، از همه چهار گوشه جهان، از دریای بالا تا دریای پایین، همه آنان که در شهرها زندگی می‌کنند، همه پادشاهان آموری که در چادر زندگی می‌کنند، برای من باج سنگین آوردند. در بابل در جلوی پای من به زمین افتادند و بر پاهای من بوسه زدند.
من خانه‌های خدایانی که به حال خود رها شده بودند، دوباره مجسمه‌های خدایانشان را بازگرداندم. همه آن خدایان را گرد آوردم و در منزل‌های ابدی‌ مستقر کردم. و همچنین پیکره خدایان سومر و اَکد را که نبونید بدون واهمه از خشم خدای خدایان به بابل آورده بود؛ به فرمان مَردوک و برای خوشنودی‌اشان به معابد خود بازگرداندم.
بشود خدایانی که آنان را به جایگاه‌های مقدس نخستین‌شان بازگرداندم، هر روز برای من دعا کنند. در برابر بِل و نَبو برایم خواستار عمر طولانی باشند. بشود که شفاعت مرا کنند و به خدای من مَردوک بگویند: «کورش، پادشاهی که از تو می‌ترسد و پسرش کمبوجیه»
*******************
ماجرای ترجمه جعلی منشور:
کشف منشور و اصالت آن:
در سال ۱۲۵۸ هجری شمسی/ ۱۸۷۹ میلادی، به دنبال کندوکاوهای گروه انگلیسی در بین‌النهرین استوانه‌ای از گل پخته بدست یک آشورشناس کلدانی و تبعه بریتانیا به نام «هرمزد رسام» پیدا شد که امروزه در موزه بریتانیا در شهر لندن نگهداری می‌شود. با اینکه در تداول گفته می‌شود که این استوانه در معبد بزرگ اِسَـگیلَـه (نیایشگاه مَـردوک، خدای بزرگ بابلی) در شهر باستانی بابل کشف شده است، اما رسام در خاطرات خود آورده که این استوانه را در حوالی بقعه «عمران بن علی» در نزدیکی روستای «جمجمه» پیدا کرده است.۱ به‌رغم اینکه تاکنون گزارشی از چگونگی و جزئیات حفاری منتشر نشده (اگر حفاری‌ای انجام شده باشد) و عوامل بریتانیا در سده نوزدهم بطور گسترده‌ به جعل کتیبه‌های باستانی در بین‌النهرین مشغول بوده‌اند،۲ اما عموماً فرض بر اصالت کتیبه گذاشته شده است.
۱ Rassam, Hormuzd, Asshur and the land of Nimrod, Londo, Curts & Jennings, 1897; Hilprecht, Hermann Volrath, Explorations in Bible lands during the 19th century, Philadelphia, A. J. Molman and Company, 1903.
۲ Walker, C. B. F., Cuneiform, University of California Press, 1987.
بررسی‌های نخستین نشان می‌داد که گرداگرد این استوانه گِـلین را نوشته‌هایی به خط و زبان بابلی نو (اَکَـدی) در برگرفته است که گمان می‌رفت نبشته‌ای از فرمانروایان آشور و بابِـل باشد. اما بررسی‌های بیشتری که پس از گرته‌برداری و آوانویسی و ترجمه آن انجام شد، نشان داد که این کتیبه در فاصله سال‌های ۵۳۸ تا ۵۳۰ قبل از میلاد به خواست کاهنان بابلی و یا به فرمان کورش دوم (بزرگ) هخامنشی (۵۵۰-۵۳۰ پ‌م.) و یک تا هشت سال پس از حمله به شهر و کشور بابل و تصرف آنجا نویسانده شده است. از زمان نگارش این فرمان تا به امروز قریب ۲۵۵۰ سال می‌گذرد.
منشور کورش آخرین نمونه پیدا شده از سنت کهن منشورنویسی بابلی است که نگارش و انتشار آنها نزدیک به دو هزار سال تدوام داشته است. اما پس از سلطه کوروش و دیگر هخامنشیان بر بابل، این سنت کهن همچون بسیاری از نمودهای تمدن بابل از میان می‌رود.
شکل ظاهری:
شکل ظاهری این کتیبه، به مانند استوانه‌ای به درازای ۲۳ و پهنای ۱۱ سانتیمتر دیده می‌شود که میانه آن قطورتر از دوسوی آنست. انتشار و ثبت فرمان‌ها و یادمان‌های رسمی بر روی استوانه یا چندضلعی گلین از سابقه‌ای دیرین در بین‌النهرین برخوردار بوده است. احتمال می‌رود که این منشور در نسخه‌های متعددی برای ارسال به نواحی گوناگون نویسانده شده بوده که امروزه تنها یکی از آنها به دست آمده است.
در دانشگاه «ییل» (Yale) کتیبه کوچک و آسیب‌‌دیده‌ای نگهداری می‌شد که ریشارد بِرگِر در سال ۱۹۷۵ آنرا بخشی گمشده از استوانه کورش دانست. این بخش توسط همو به کتیبه اصلی اضافه گردید و نُه سطر پایانی فعلی آنرا تشکیل می‌دهد (← سطرهای ۳۷ تا ۴۵).
ترجمه‌:
منشور کورش از زمان پیدایش تا به امروز بارها ترجمه و ویرایش و پژوهش شده است. پیش از همه، هنری کِرِسْویک راولینسون در سال ۱۸۸۰ میلادی و بعدها ف. ویسباخ ۱۸۹۰، و. راگرز ۱۹۱۲، گ. ریختر ۱۹۵۲، آ. اوپنهایم ۱۹۵۵، و. اِیلرز ۱۹۷۴، ج. هارماتا ۱۹۷۴، پ. برگر ۱۹۷۵، ا. کورت ۱۹۸۳، پ. لوکوک ۱۹۹۹، هـ. شاودیگ ۲۰۰۱ و بسیاری دیگر آنرا تکرار و کامل‌تر کردند.
ترجمه‌های گوناگون منشور کورش به زبان فارسی تقریباً همزمان با ترجمه‌های اروپایی آن در ایران منتشر شدند. بجز این، انواعی از متن‌های ساختگی از این منشور و نیز سخنان دیگر منسوب به کورش به فراوانی جعل و منتشر شده‌اند.
اوج توجه به منشور کورش به سال‌های پایانی دهه ۱۳۴۰ هجری شمسی و مقدمات برگزاری جشن‌های دوهزار و پانصد ساله شاهنشاهی باز می‌گردد. در آن سال‌ها که قرار بود تبلیغات و بهره‌برداری‌های گسترده‌ای بر روی کورش و منشور منسوب به او انجام شود و مشروعیت و هویتی تاریخی به خاندان سلطنتی بدهد، ترجمه‌ای فارسی و بدون امضا از سوی اشرف پهلوی و جزو سلسله «انتشارات شورای مرکزی جشن شاهنشاهی ایران» تهیه و منتشر شد. عموم ترجمه‌های فارسی که پس از آن منتشر شدند ، دانسته یا نادانسته تا اندازه زیادی تحت تأثیر آن ترجمه و شدت تبلیغاتی که بر روی آن انجام شد، قرار داشته و دارند. سپس به دستور همو، ترجمه‌ای به زبان انگلیسی بر اساس همان متن فارسی انجام شد و در کشورهای بسیاری توزیع گردید. اشرف که در سال ۱۳۵۰ (۱۹۷۱ میلادی) رئیس هیئت نمایندگی ایران در مجمع عمومی سازمان ملل بود، نسخه‌ای از متن خودساخته کتیبه را همراه با نسخه بدلی از استوانه که موزه بریتانیا آنرا ساخته بود، به اوتانت دبیرکل وقت سازمان ملل متحد تحویل داد تا در ضمن اشیایی که همه کشورها به دلخواه و تصمیم خود به سازمان تقدیم می‌کنند، در ویترین گذارده شود.
(((این ترجمه و نسخه‌بدل از منشور کورش در ساختمان سازمان ملل متحد در نیویورک و در فضای بین تالار اصلی شورای امنیت و تالار قیمومت که آثار اهدایی دیگر کشورهای جهان نیز در آن نگهداری می‌شود، جای دارد. این ادعا که سازمان ملل متن منشور کورش را بر سردر سازمان آویزان کرده، درست نیست.)))
منشور کورش و ادعای نخستین متن حقوق بشر جهان:
اشرف پهلوی در سال ۱۳۴۸ هجری شمسی، ضمن دعوت از تعدادی حقوقدان و برگزاری مراسمی در مشهد مادرسلیمان (پاسارگاد احتمالی)، از منشور کورش با عنوان «منشور آزادی» و «نخستین منشور جهانی حقوق بشر» یاد کرد و ترتیبی داد تا نام کورش به عنوان «نخستین بنیاد‌گذار حقوق بشر جهان» بر سر زبان‌ها بیفتد.
در حالیکه چنین ادعایی نمی‌توانست درست باشد و محتوای منشور کورش ارتباط و شباهتی با مفهوم امروزی یا دیروزی حقوق بشر ندارد.
اشرف پهلوی در سال ۱۳۴۷ (۱۹۶۸ میلادی) رئیس بیست و ششمین نشست کمیسیون حقوق بشر، و در سال ۱۳۴۹ (۱۹۷۰ میلادی) رئیس کنفرانس بین‌الملی حقوق بشر بوده است.
***************
(((در ترجمه اصلی بسیاری از جعلیات و موارد نادرستی که برخی باستان گرایان تحت عنوان منشور کوروش منتشر می کنند، وجود ندارد و ثابت می کند مفاهیمی «نظیر آزادی ادیان»، «نسخ برده داری»، «آزادی بیان و انتقاد از حاکم» و ده ها مورد دیگر در منشور کوروش اشاره نشده و حتی نام اهورامزدا هم در آن وجود ندارد)))
****************
در منشور کورش اشاره‌ای به لغو برده‌داری نشده است. اما اگر هم شده بود، الواح پیدا شده در بابل عکس آنرا به اثبات می‌رساندند. به موجب یکی از این الواح، یعنی لوحه شماره ۲۵۲ از سال هشتم پادشاهی کورش در بابل، دختری به نام تابموتو به دلیل اینکه پدرش به مؤسسه مالی یا رباخانه اگیبی بدهی داشت، به گرو گرفته شد تا زمانی که پدرش بدهی خود را تسویه کند. دخترانی که به گرو گرفته می‌شدند، برای بهره‌کشی جنسی اجاره داده می‌شدند تا خسارت تأخیر را جبران کنند.
Beitrage zur Assyriologie und Semitischen Sprachwissenschaft, Dritter band, heft 3, Leipzig, 1897.
***********************
در اینجا نسخه های آسان خوان جعلی و اصلی از منشور را بخوایند و در لینک های داده شدن ترجمه های اصلی: ابتدا ترجمه جعلی:
متن فارسی منشور کوروش:
منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه چهار گوشه جهان. پسر کمبوجیه، شاه بزرگ، شاه انشان، نوه کوروش، شاه بزرگ، …، نبیره چیش پیش، شاه بزرگ، شاه انشان … از دودمانی که همیشه شاه بوده اند و فرامان روایی اش را ‌بل و نبو گرامی می دارند و [از طیب خاطر، و] با دل خوش پادشاهی او را خواهانند .
آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم، همه مردم مقدم مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهریاری نشستم. مردوک خدای بزرگ دل های مردم بابل را به سوی من گردانید، …، زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم. او بر من، کوروش که ستایشگر او هستم و بر کمبوجیه پسرم ، و همچنین بر کَس و کار [و، ایل و تبار]، و همه سپاهیان من، برکت و مهربانی ارزانی داشت. ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم. به فرمان مردوک، همه شاهان بر اورنگ پادشاهی نشسته اند. همه پادشاهان از دریای بالا تا دریای پائین [مدیترانه تا خلیج فارس؟]، همه مردم سرزمین های دوردست، از چهار گوشه جهان، همه پادشاهان آموری و همه چادرنشینان مرا خراج گذاردند و در بابل روی پاهایم افتادند [پا هایم را بوسیدند]. از…، تا آشور و شوش من شهر های آگاده، اشنونا، زمبان، متورنو، دیر، سرزمین گوتیان و همچنین شهر های آنسوی دجله که ویران شده بود، از نو ساختم. فرمان دادم تمام نیایشگاه هایی را که بسته شده بود، بگشایند. همه خدایان این نیایشگاه ها را به جاهای خود باز گرداندم. همه مردمانی را که پراکنده و آواره شده بودند، به جایگاه های خود برگرداندم و خانه های ویران آنان را آباد کردم. همچنین پیکره خدایان سومر و اکد را که نبونید، بدون هراس از خدای بزرگ، به بابل آورده بود، به خشنودی مردوک خدای بزرگ و به شادی و خرمی به نیایشگاه های خودشان باز گرداندم. باشد که دل ها شاد گردد ….
بشود که خدایانی که آنان را به جایگاه های نخستین شان بازگرداندم، … [قبل از « بل » و « نبو »] هر روز در پیشگاه خدای بزرگ برایم خواستار زندگی بلند باشند، چه بسا سخنان پُر برکت و نیکخواهانه برایم بیابند، و به خدای من مردوک بگویند: کوروش شاه، پادشاهی است که تو را گرامی می دارد و پسرش کمبوجیه ….
اینک که به یاری مزدا تاج سلطنت ایران و بابل و کشور های چهار گوشه جهان را به سر گذاشته ام اعلام می کنم تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد دین و آئین و رسوم ملت هائی را که من پادشاه آنها هستم محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت که حکام و زیر دستان مندین و آئین و رسوم ملت هائی که من پادشاه آنها هستم یا ملت های دیگر را مورد تحقیر قرار بدهند یا به آنها توهین نمایند. من از امروز که تاج سلطنت را به سر نهاده ام تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد هرگز سلطنت خود را بر هیچ ملتی تحمیل نخواهم کرد و هر ملتی آزاد است که مرا به سلطنت خود قبول کند یا نکند و هر گاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند من برای سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم کرد. من تا روزی که پادشاه ایران هستم نخواهم گذاشت کسی به دیگری ظلم کند و اگر شخصی مظلوم واقع شد من حق وی را از ظالم خواهم گرفت و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم کرد. من تا روزی که پادشاه هستم نخواهم گذاشت مال غیر منقول یا منقول دیگری را به زور یا به طریق دیگر بدون پرداخت بهای آن و جلب رضایت صاحب مال تصرف نماید و من تا روزی که زنده هستم نخواهم گذاشت که شخصی دیگری را به بیگاری بگیرد و بدون پرداخت مزد وی را به کار وا دارد.
من امروز اعلام می کنم که هر کسی آزاد است که هر دینی را که میل دارد بپرستد و در هر نقطه که میل دارد سکونت کند مشروط بر اینکه در آنجا حق کسی را غصب ننماید و هر شغلی را که میل دارد پیش بگیرد و مال خود را به هر نحو که مایل است به مصرف برساند مشروط بر اینکه لطمه به حقوق دیگران نزند. هیچکس را نباید به مناسبت تقصیری که یکی از خویشاوندانش کرده مجازات کرد. من برده داری را برانداختم. به بدبختی های آنان پایان بخشیدم.
من تا روزی که به یاری مزدا زنده هستم و سلطنت می کنم نخواهم گذاشت که مردان و زنان را به عنوان غلام و کنیز بفروشند و حکام و زیر دستان من مکلف هستند که در حوزه حکومت و ماموریت خود مانع از فروش و خرید مردان و زنان بعنوان غلام و کنیز بشوند و رسم بردگی باید به کلی از جهان برافتد. از مزدا خواهانم که مرا در راه اجرای تعهّداتی که نسبت به ملت های ایران و بابل و ملل چهار جانب جهان بر عهده گرفته ام موفق گرداند.

…………………………………………………..
و حال ترجمه های اصلی: ترجمه دکتر عبدالمجید ارفعی:
دکتر عبدالمجید ارفعی تنها متخصص زبان های اکدی و ایلامی در ایران است و نخستین شخصی است که استوانه گلی منتسب به کوروش را از زبان بابلی به فارسی ترجمه نموده است.
http://www.iranboom.ir/nam-avaran/koroshe-bozorg/1476-manshor-korosh-bozorg.html

…………………………………………………..

ترجمه ی ایروینگ فینکل:
همانگونه که می دانیم اصل منشور کوروش در موزه بریتانیا نگهداری می شود. ترجمه بعدی آن از پرفسور ایروینگ فینکل استاد زبان های باستانی در موزه بریتانیا می باشد. پرفسور فینکل یکی از بزرگ ترین بابلی شناسان دنیا می باشد که منشور کوروش را در موزه بریتانیا از زبان بابلی به زبان انگلیسی ترجمه کرده است. دکتر شاهرخ رزمجو که مسئول بخش خاورمیانه موزه بریتانیا می باشد این ترجمه فینکل را به فارسی برگردان نموده است.
در ترجمه فینکل هم هیچ کدام از فضیلت های ادعایی باستان گرایان در مورد کوروش وجود ندارد و در آن کوروش در موارد متعدد به ستایش بت ها پرداخته است!
ترجمه موزه بریتانیا از منشور کوروش به زبان انگلیسی:
http://www.britishmuseum.org/explore/highlights/article_index/c/cyrus_cylinder_-_translation.aspx

………………………………………………………………..
ترجمه موزه بریتانیا از منشور کوروش به زبان فارسی:
http://www.britishmuseum.org/PDF/cyrus_cylinder_translation_persian_v2.pdf
ترجمه ی مرادی غیاث آبادی
آقای مرادی غیاث آبادی در سایت خود تک تک کلمات منشور کوروش را آورده و ترجمه آن را کنارش نوشته است. آن جملات دل نشین و فریبنده که به منشور نسبت می دهند، در هیچ کجای آن نیامده است.

http://ghiasabadi.com/manshur-02.html

…………………………………………………………….

*********************لینک دانلود کلیپ جعل زده ها*************

 
, Words of Cyrus the Great, betrayal translate Cyrus, who Cyrus was translated, the hidden face of the Achaemenid Cyrus, translation Cyrus, Cyrus forged by Ashraf Pahlavi, Iran Encyclopedia | Cyrus / Cyrus the Great, dishonesty work in translation Cyrus, Cyrus fake scandal translation in the world, Cyrus, the first deception political dirty story translated Cyrus fake, fake translations and translation of Cyrus,,,گفتارهای کوروش بزرگ, خیانت در ترجمه‌ی منشور کوروش,چه کسانی منشور کوروش را ترجمه کردند,چهره پنهان کوروش هخامنشی, ترجمه منشور کورش,جعل منشور کوروش توسط اشرف پهلوی,فرهنگنامه ایران | منشور کورش/ منشور کوروش بزرگ,دغل کاری در ترجمه ی منشور کورش,رسوایی ترجمه ی جعلی منشور کوروش در جهان,منشور کوروش،اولین فریب و نیرنگ کثیف سیاسی ,ماجرای ترجمه جعلی منشور کوروش,ترجمه جعلی و ترجمه اصلی منشور کوروش,

17 نظرات

  1. Avatar of نیلو

    خیلی جالب مخصوصا وقتی منابع مطلبتون رو خودندم

  2. Avatar of mitra

    من اول بهم برخورد ولی وقتی منابع رو خودنم باورم شد

  3. *** کورش که با خواهرش ازدواج کرده ایرونیا نباید به چنین شخصی افتخار کنن

    • اولا با خواهرش نه و با خالش. …
      دوما این قضیه قطعی نیس…
      سوما بر فرض که واقعیت داشته باشه زشتی این کار تو فرهنگ ما وجود داره ولی اون زمان زشت نبوده . مث اینه که الان تو اروپا ازدواج فامیلی زشته ولی تو مسلمونا زشت نیس … این قبیل زشتی ها خط کش نداره که همه جا یکی باشه بلکه بستگی به فرهنگ اون جامعه داره

  4. شاهرخ سرباز کوروش

    غیاث ابادی هم شد ادم!!!!!!واقعا ما دیگه کی هستیم.یا عرب هستیم یا عرب ها به اجدادم تجاوز کردن وگرنه کل دنیا میاد به کوروش و منشورش افتخار میکنه .ایرانی اصیل هرگز نمیاد به هویت خودش انگ بزنه.کجایند مردان ایران زمین.هرگز نخواب کوووووورش که از نامت هم میترسند

  5. دست بردارید از ستیزه گری از کوروش بزرگ پدر کل امپراتوریه ایران و مردم ایران برید تاریخ بخونید

  6. تاریخ ایران کهن تر از خاخام منشیان و آریایی های افسانه ایست کورش از اول تا آخرش حتی تا مقبرش جعله ، کسایی که کوروش کوروش میکنن اینجا قدرت سه خط مطالعه رو نداشتن تا قانع بشن

  7. مطلبتون جالب بود . مخصوصا این که با مدرک بود.
    ولی با وجود این که لغو برده داری نکرده ولی نکاتی تو متن منشور هست که با توجه به قدرت زیاد کوروش و این که میتونسته ظلم و ستم هم بکنه قابل افتخاره اون هم ۲۵۰۰ سال قبل . البته الان خیلی گندش کردن….

  8. من یک آریایی ام، اهورامزدای من الله است.

    از تبار کوروشم، ولی شاهم حسین ابن علی ابن ابیطالب (علیه اسلام) است.

    از دیار آرشم، ولی کماندار من مسلم ابن عقیل است.

    امپراطوریم هخامنشی است ، ولی جغرافیای من بین الحرمین است.

    شاه عباس را دوست دارم، ولی شاه من عباس ابن علی (ع) است.

    آری من ایرانیم عاشق کاوه، مدیون نادرشاه ، ولی پیامبرم محمد ابن عبدالله (ص) است.

    قدمت کشورم از ماورای تاریخ است و به قدمت آن مینازم و زیبایی های تاریخ کشورم را دوست دارم، ولی تمام زیبایی های دنیا را در کلام مولایم حیدرکرار، علی ابن ابیطالب (علیه السلام) میبینم.

    آری … من یک ایرانیم و متنفرم از کسانی که به اسم تاریخ کشورم؛ به اعتقاداتم ضربه می زنند.

    من یک آریایی مسلمان شیعه هستم

  9. متاسفم برای کسایی که حتی نمیدونن کلمه اریایی و نژاد برتر اریایی از کجا اومده و به خوردمون داده شده!و با افتخار این کلمه نژاد پرستانه رو به خودشون نسبت میدن!عالم و ادم میدونن نژاد آریایی یه توهم بود که هیتلر و نازیسم ساخت,نه ژنتیک نژاد اریایی رو تایید کرد,نه واقعیت های تاریخی,نه حتی گذشته ایرانیان! هیتلر گشت نبود,تو هم نگرد نیستش!

  10. شاهرخ به خودت بیا vijey,حرص نخور واست بده

  11. مهدی جان خوب شعار می دهی اخه بابا این هخامنشیها بودند که بیش از ۳۵۰ سال کشور را به بیگانگان دادند آنوقت این چه نژاد و دین اهورایی بوده که مردم را اینهمه سال به بردگی داده است. ای بابا کمتر نژادی در دنیا دیده شده که مردمش اینهمه به بردگی کشیده شده باشند و یا اینهمه به خواری و فلاکت افتاده باشند.

  12. خوشبختانه در عصری که سیل عظیم جعلیات تاریخی توسط رسانه های عمومی دست به دست خوراک اکثریت کتاب نخوان سیاهی لشکر میشود فعالیت رسانه هایی چون دایا را باید به فال نیک بگیریم.

  13. واقعا براتون متاسفم آقایون و خانمهای پانترک نامحترم، شما اگر یذره سواد داشتین میدونستی که قدمت اشیاء باستانی به راحتی قابل تعیین و منشور کوروش هم اصالتش تعیین شده و هم با توجه به وجود آثار و کتیبه های بیشمار وجود امپراطوری هخامنشیان تایید شده و در کتاب گینس هم به عنوان بزرگترین امپراطوری جهان ثبت شده و یه عده اخیرا به دلیل نداشتن اصل و نصب درست حسابی و نداشتن فرهنگ و تمدن قوی مثل نژاد آریایی سعی در خدشه دار کردن فرهنگ و نژاد آریایی دارن تا از این طریق بتونن برا خودشون جا باز کنن و فرهنگ و تمدن نداشتشونو نشون بدن (منظور پانترک ها هستند) . در ضمن منشور کوروش توسط زبانشناسان و تاریخ نگاران مختلف رمزگشایی شده و اینکه کوروش برده داری رو لغو کرده و به مردم ستم نکرده و خیلی چیزای دیگه که بزرگی و عزمت کوروش و هخامنشیان رو نشون میده تایید شده اما خب یه عده چشماشونو بستن و نمیخوام حقیقت رو ببینن و بپذیرن از قدیم گفتن آدم خواب و میشه بیدار کرد اما کسی که خودشو به خواب زده نه، البته شاید ما آریایی ها هم اگر مثل شما پانترک ها اصل و نصب درستی نداشتیم و جایی تو تاریخ از ما به نیکی و قدرت و عزمت ما یاد نمی شد مثل شما چنگ مینداختیم به فرهنگ تمدن یه ملت بزرگ و سعی در خدشه دار کردنش بودیم دایی جایی برا خودمون باز بشه اما کور خوندید تاریخ ایران و هخامنشیان انقدر بزرگ هست که هیچ بی بده ای میتونه بهش کوچکترین خدشه ای وارد کنه پس الکی خودتونو زحمت نندازید، البته کاملا مشخصه ذره ای عقل و شعور در وجودم نیست، پس الکی خودتونو خسته نکنید شما نمی تونید حتی کوچکترین خدشه ای به تاریخ ملت ایران و نژاد آریایی وارد کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دوازده + 13 =